مسعود کیمیایی از چهره های بحث برانگیز سینمای ایران است. او با ساخت فیلم هایش دو قطب هنری و تجاری سینمای ایران را به یکدیگر پیوند داد و زمینه ساز موجی نو در سینمای ایران شد. ما در آثار کیمیایی شاهد اتفاقات برجسته ای هستیم.





مجله چلچراغ:
مسعود کیمیایی از چهره های بحث برانگیز سینمای ایران است. او با ساخت فیلم هایش دو قطب هنری و تجاری سینمای ایران را به یکدیگر پیوند داد و زمینه ساز موجی نو در سینمای ایران شد. ما در آثار کیمیایی شاهد اتفاقات برجسته ای هستیم که به راحتی نمی توان از آنها چشمپوشی کرد.

همچنین در سینمای خاص او نمی توان وجود بعضی از اشیا را نادیده گرفت. یکی از این اشیا که در آثار کیمیایی به آن جان و نقش داده شده، موتورسیکلت است. در این مطلب به سراغ 10 فیلم که نقش موتورسیکلت در آنها پر رنگ است رفتیم، ابتدا با اثر خود مسعود کیمیایی شروع خواهیم کرد...

ورود موتورسواران به سینما (رضا موتوری)

در سال 1349 مسعود کیمیایی موتور را وارد جریان سینمای ایران کرد و در آن جوانی را به تصویر کشید که دچار عصیان های درونی شده است و در تمام صحنه ها موتور برای او به مثال یک رفیق بی منت می ماند که همیشه در کنار اوست و لقبی که در فیلم به او داده شده، نشان از وابستگی بی حد و حصر او به موتور است.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

«رضاموتوری» به دل جوانان دهه 40 که عشقی از موتور در دل داشتند، نشست. «رضا موتوری» اولین فیلمی بود که فیلمبرداری اش از موتور در حال حرکت امکانپذیر شد و موسیقی متن صحنه آخر فیلم همراه با حرکت موتور به جذابیت آن بیش از پیش کمک کرد. «رضا موتوری» در آن روزها برای جوانان چیزی بیش از یک الگو شد.

ترس های صادق مشکینی (لیلی با من است)

سال 1374 کمال تبریزی در فیلم «لیلی با من است» بار دیگر به موتورسیکلت نقش داد. صادق مشکینی (پرویز پرستویی) که فیلمبردار تلویزیون است و به شدت از جنگ می ترسد، شرایطی برایش فراهم می شود که باید برای ساخت یک مستند به جبهه برود.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

ترس و عجز چهره اش را در تمامی لحظات فیلم حس می کنیم اما بعد از رفتن صادق مشکینی به جبهه، او تنها یک رفیق دارد؛ آن هم موتورش است. موتورسیکلتش در تمام شرایط با اوست و حتی گاهی لحظات شیرین و دوست داشتنی را رقم می زند. موتورسیکلت در «لیلی با من است» با توجه به ترسی که نقش اول فیلم دارد، وسیله ای برای فرار از لحظات سخت و خطرناک است که به خوبی به تصویر کشیده شده است.

قهرمان موتورسوار (سلطان)

مسعود کیمیایی که بعد از گذشت سال ها به یک فیلمساز مشهور تبدیل شده بود، در سال 1375 «سلطان» را ساخت. بعد از موفقیت «رضا موتوری» و جلب توجه جوا��ان آن روزها به فیلم هایش، بار دیگر موتورسیکلت را به قصه فیلمش اضافه کرد.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

«سلطان» با بازی فریبرز عرب نیا توانست چهره دیگری از موتورسیکلت را در سینمای ایران نشان دهد. (وسیله ای برای دزدی که سبب ساز یک روایت عاشقانه می شود.)  وقتی ضد قهرمان فیلمش با موتور جیب بری می کند و عاشق می شود و در عین حال هوای اطرافیانش را هم دارد، باعث می شود در دل جوان دهه 70 هم مانند همان جوان های دهه 40 رسوخ کند.

نان، عشق و دیگر هیچ (ز)

پیمان قاسم خانی با نوشتن فیلمنامه «نان، عشق و ... موتور هزار» بستری را فراهم کرد تا فیلمی کمدی به کارگردانی ابوالحسن داوودی ساخته و در سال 1380 اکران شود. این فیلم در زمانی که فیلم هایی با موضوعات جدی و تلخ اکران و سالن های سینما روز به روز از تماشاگر خالی می شد، بسیار مورد توجه واقع شد و توانست مردم را بعد از مدت ها یک دل سیر بخنداند. به همین علت «نان، عشق و ... موتور هزار» در این بستر یک اتفاق خوب را رقم زد.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

برزو، با بازی سروش صحت، یک تعمیرکار عاشق است و داشتن موتور نشان پاکدلی، بی آلایشی و غیرت اوست. او هم مثل هر کسی می خواهد در زندگی پیشرفت کند و موفق شود. همانطور که از نام فیلم هم مشخص است، موتور در فیلم نقش کلیدی و مهمی دارد.

تلخی های یک موتورسوار (زیر پوست شهر)

این بار رخشان بنی اعتماد در سال 1379 در «زیر پوست شهر» با موتور تلخ می سراید. فیلمی که موتورسیکلت در آن نشانه ای از درد است. لحظه به لحظه با عباس (محمدرضا فروتن) پیش می رویم؛ درست از جایی که می خواهد زندگی اش را با آبرو بسازد و از خانواده اش محافظت می کند تا زمانی که می خواهد عشقی را که اسیرش شده، به دست بیاورد و همه جا حامی برادر کوچکترش است.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

او قهرمان فیلم است که مدام اسیر گرداب حوادث تلخ می شود و مخاطب دلش می خواهد او از این منجلاب بیرون بیاید. موتور نماد درد و رنجی است که می کشد و نگرانی که همیشه از مشکلات زندگی دارد. در «زیر پوست شهر» موتور را دوست داریم چون عباس شخصیت دوستداشتنی فیلم های آن روز است.

خاطراتی که دوباره زنده شد (شب برهنه)

سعید سهیلی در مرداد 1380 با اکران فیلم «شب برهنه» تصاویری شبیه «رضا موتوری» را به یاد مخاطب آورد. «شب برهنه» با داستانی متفاوت از «رضا موتوری» اما با سکانس هایی شبیه به آن، خاطراتی را برای مخاطب بعد از 29 سال زنده کرد.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

درونمایه داستان درباره عشق است و پوریا (نقش اول) به دنبال رسیدن به عشق قدیمی خود است که حالا سهم صمیمی ترین دوستش شده. یک موتورسیکلت لوکس و زیبا که نماد نامردی و انتقام جویی است. پوریا برمی گردد تا سهم خودش را از دنیا بگیرد ولی بیش از اینکه فیلم نظر مخاطبان را جلب کند، این زرق و برق موتور بودکه باعث شد در چشم بیننده بنشیند چون فیلم از لحاظ بار محتوایی حرفی برای گفتن نداشت.

دختری که ستاره شد (دیوار)

فیلمی اجتماعی که در سال 1386 به کارگردانی و نویسندگی محمدعلی طالبی ساخته شد، یک اتفاق جدید در سینمای ایران بود. «دیوار» نشاندهنده شجاعت و غیرت یک دختر ایرانی بود که برای گذران زندگی و محافظت از خانواده اش و همچنین زنده نگه داشتن نام پدرش که ستاره دیوار مرگ در یک شهر بازی بود، خطر می کند و جای پدرش را می گیرد.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

این اولین بار بود که شجاعت یک دختر ایرانی در فیلم به تصویر کشیده شد و ستاره توانست در موتورسواری دیوار مرگ موفق شود، در حالی که مادرش مدام از اینکه به او آسیبی برسد نگران بود. او با تمرین موتورسواری توانست خود را به رخ بکشد و رونق دیوار مرگ شهر بازی را بعد از سال ها برگرداند. موتور در «دیوار» نماد شجاعت است و ستاره فیلم به یک قهرمان بزرگ بدل شد.

عاشقانه های یک موتورسوار (خدا نزدیک است)

علی وزیریان در سال 1386 نمونه ای از بی ریایی و سادگی را در «خدا نزدیک است» به تصویر کشید. فیلمی که هر چند با اندکی ضعف فیلمنامه همراه است اما موتورسیکلت در پردازش آن نقش بسزایی دارد.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

رضا (بابک حمیدیان) جوان شیرین عقلی است که با موتور مسافرکشی می کند و در همین حین معلمی به روستای آنها می آید که برای تدریسش باید با موتور به قسمتی از روستا برود که قبلا با سیل ویران شده است. رضا که یک دل نه صد دل عاشق می شود، با موتورش هر روز او را به مدرسه می رساند.

موتور رضا نماد پاکی، صداقت و بی پیرایگی اوست و رضا نیز نماد آدم هایی که کمتر عصبی می شوند و به جای منفی بافی سعی در تصحیح خوددارند و همانطور که بی ریایند، در مقابل ظلم سر خم نمی کنند، زیرا سر خم کردن در مقابل ظلم در قابوس سادگی نمی گنجد. همه فیلم روی کاکل موتور می چرخد و رضا بی شک بدون موتورش قهرمان داستان نمی شد.

این اسب سر به زیر (اسب حیوان نجیبی است)

«اسب حیوان نجیبی است» تحلیل سیاسی - اجتماعی عبدالرضا کاهانی در سال 1389 از شرایط روز است و یک کمدی سیاه موقعیت به حساب می آید. فیلم تنها یک کاراکتر اصلی و قصه بکری دارد.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

کمال خسروجردی (رضا عطاران) یک زندانی مرخصی موقت است که با پوشیدن لباس مبدل پلیس چند نفر را تلکه می کند. کمال خسروجردی برای طبیعی به نظر رسیدن شرایط شغلی اش یک موتورسیکلت دارد که در طول فیلم مخاطب را دچار دوگانگی می کند که آیا این شخصیت واقعا پلیس است یا نه؟ وقتی موتور نماد دروغگویی و سادگی را توأمان به همراه دارد، به خلق یک روایت شیرین می انجامد.

حوضی پر از عشق (حوض نقاشی)

این بار نوبت مازیار میری بود که در سال 1391 با «حوض نقاشی» تصویری دیگر از موتورسیکلت را نقش زد. فیلم قصه رضا (شهاب حسینی) و مریم (نگار جواهریان) زن و شوهر جوانی را روایت می کند که از لحاظ شرایط ذهنی دچار عقب ماندگی هستند و یک فرزند سالم دارند و فرزند آنها برای مدتی خانه را به دلایلی ترک می کند.

درباره یک پدیده منحصر به فرد سینمای ایران

رضا با اینکه در یک کارخانه داروسازی کار می کند و در یک سوپرمارکت هم مسئول تحویل اجناس مشتریان به در خانه است، برای برگرداندن فرزندش به خانه، موتوری تهیه می کند تا بتواند خرج زندگی اش را تامین کند. او در حالی که راندن موتور را بلد نیست، فقط موتور را به دستانش می گیرد و راه می برد.

موتور نماد زحمتکشی یک پدر فداکار است که عاشقانه فرزندش را دوست دارد، هر چند از لحاظ ذهنی و جسمی انسان سالمی نیست. در صحنه آخر هم بعد از بازگشتن سهیل به خانه، فیلم در یک لانگ شات و نمای باز از بالا در حالی که رضا و مریم روی موتورند و سهیل آنها را هل می دهد، تمام می شود. موتور عشق و امنیت را به خانه باز می گرداند.
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه