برای حضور هنرمندان خارجی، باید فرش قرمز انداخت

ـ گروه فرهنگ و هنر ـ تقریبا مدت زیادی است که پای هنرمندان خارجی برای اجرای صحنه‌ای به ایران باز شده ، ولی بدون اعلام دلیل مشخصی، خیلی از آن‌ها به بهانه‌ «صادر نشدن ویزا» به ایران نمی‌آیند و کنسرت لغو می‌شود؛ اما آیا این همه‌ ماجرا است یا مسائل دیگری پشت پرده است؟


بروکلین‌رایدر، جیپسی‌کینگز، ریچارد کلایدرمن و شاید خیلی‌های دیگر قرار بود، به کشور ما بیایند و اجرای صحنه‌ای داشته باشند؛ اما پس از آن‌که کنسرت آن‌ها در تهران لغو شد، برگزارکنندگان اعلام کردند که آن‌ها نتوانستند ویزا بگیرند. به این ترتیب، تقصیر به‌طور کامل بر گردن وزارت امور خارجه انداخته می‌شود.این سوال را یک‌بار هم از پیروز ارجمند - مدیرکل سابق دفتر موسیقی - پرسیدیم و او پاسخ داد:‌ «من هم نمی‌دانم تکلیف نوازندگان خارجی در ایران چیست؟ حضور نوازندگان خارجی در ایران با مشارکت وزارت امور خارجه انجام می‌شود و این هنرمندان به جای ویزای توریستی، ویزای کار می‌گیرند».این در حالی است که لغو کنسرت‌های خارجی در کشور، تبعات بین‌المللی دارد.

اگر همه‌ زمینه‌ها برای برگزاری کنسرت فراهم شود و کشور میزبان هم از هنرمند خارجی برای برگزاری کنسرت دعوت کرده باشد، در صورت لغو آن اجرا، باید غرامت بپردازد، زیرا هنرمندان مطرح، فعالیت‌های هنری خود را از چند سال قبل برنامه‌ریزی می‌کنند و این موضوع به آن‌ها ضرر مالی می‌رساند. مصداق این امر، غرامتی 380 میلیون تومانی بود که آن‌طور که اعلام شد، حافظ ناظری پس از لغو کنسرتش در تهران به نوازندگان خارجی پرداخت کرد، زیرا آن‌ها برای برگزاری کنسرت در تهران برنامه‌ریزی و از شش‌ماه قبل، برنامه‌های‌شان را در کشور خود لغو کردند.

درباره‌ نحوه‌ برگزاری کنسرت گروه‌های خارجی و دلیل لغو شدن آن‌ها، از برخی تهیه‌کنندگان سوال‌هایی پرسیدیم و از هر کسی هم یک جواب شنیدیم که نتیجه‌اش چیزی جز سردرگمی و وارد شدن به حاشیه نبود، زیرا هر کدام تقصیر را گردن یک ارگان دولتی می‌انداختند.

وقتی کریستی دی برگ ایران را امن تر از لندن می داند!

محسن رجب پور یکی از تهیه کننده موسیقی است که سابقه برگزاری کنسرت کریس دی برگ در این زمینه می گوید: به ازای هر هنرمند خارجی که اجازه اجرا در ایران پیدا می کند ما حداقل از خروج 50 هنرآموز داخلی مان را به خارج جلوگیری می کنیم. وقتی اجازه نمی دهیم هنرمندی در ایران به اجرای کنسرت بپردازد در اصل سرمایه کشورمان را در قواره چند برابر از کشور خارج می کنیم. آنچه اعتقاد من بوده و با همان عقیده کریستی برگ را به ایران آوردم بر همین اساس بوده است من معتقدم وقتی که ما می خواهیم از خودمان تعریف کنیم اگر خودمان از خودمان تعریف کنیم می شود تبلیغات و ممکن است کاربرد نداشته باشد اما هر چه دیگران در مورد ما حرف بزنند واقعیت ملموس و باورپذیرمی شود.

محسن رجب پور، تهیه‌کننده آلبوم‌های گروه آریان درباره تاثیر جلوگیری از ورود هنرمندان خارجی به ایران می گوید: در برابر هر صادرات یک واردات وجود دارد. اگر اینها برابر نباشند و مثلا ما یک چیزی را به تن صادر کنیم نمی شود. فلسفه انقلاب ما این بود که انقلاب را صادر می کنیم و الان می بینیم که ما در برابر صادراتمان چیزی وارد نمی کنیم. در مقوله هنری می توانیم از این زاویه به مسئله نگاه کنیم که آمدن هنرمندان درجه اول دنیا به ایران چه نقش اساسی را ممکن است بازی کند. آنچه اعتقاد من بوده و با همان عقیده کریستی برگ را به ایران آوردم بر همین اساس بوده است من معتقدم وقتی که ما می خواهیم از خودمان تعریف کنیم اگر خودمان از خودمان تعریف کنیم می شود تبلیغات و ممکن است کاربرد نداشته باشد اما هر چه دیگران در مورد ما حرف بزنند واقعیت ملموس می شود و باورپذیر. در تاریخ چند سال اخیر ایران به خیلی چیزها متهم شده است. خیلی انگ ها به ما چسبیده است و گاهی بر اساس اتفاقات عجیب و غریبی خبر اول یاهو شده ایم که آخرین خبر آن خبر توافق هسته ای بود. قالبا اخباری که از ایران منتشر می شود اخبار خوشایندی نیست و اکثرا اخبار کذبی بوده است اینکه ایران کشور امنی نیست یا فلان اتفاق بد در ایران افتاده است. زمانی که ما با کریستی برگ در ایران ویدئو کنفرانس داشتیم کریستی برگ صحبتهایش را با سلام صبح بخیر فارسی آغاز کرد و بعد گفت: من می خواهم به شما اعلام کنم که آنچه من از کشور شما برداشت کردم و آنچه که «محسن» در این مدت به من نشان داد و با توجه به اتفاقات و تجربیاتی که از سفر به کشورهای مختلف دنیا دارم باید به شما بگویم که تهران امن تر از لندن و لس آنجلس است.

او در ادامه صحبت هایش از زمانی یاد می کند که کریستی برگ به ایران آمد.رجب پور می گوید: زمانی که ما مجوز گرفتیم کریس دی برگ را به ایران بیاوریم سیستم پلیس در ایران از من خواست که برای این آدم محافظ بگذاریم. اما من معتقد بودم که آمدن یک هنرمند به کشورمان آنقدر عجیب نیست که درصدد باشیم سیستم های امنیتی عجیب و غریب برای او بگذاریم. اما به هر حال چون اینها جزو شرح وظایف نیروی انتظامی است از آنها خواستم که دو مأمور در اختیارم قرار دهند که این دو لباس فرم هم نداشته باشند. گاهی کریستی برگ بدون مأمور به گردش در شهر می پرداخت. من با این حرکتم می خواستم هم به دوستانی که با خودم جلسه گذاشته بودند در نیروی انتظامی و هم بقیه دوستانی که در ارشاد به ما مجوز داده بودند و هم به خودم و همه مردم ثابت کنم که مملکت ما مملکت امنی است. کریستی برگ و همراهانش وقتی مأموران ما را می دیدند که اسلحه ندارند تعجب می کردند و قتی از ما می پرسیدند به آنها می گفتیم احتیاجی نیست که مأموری در وسط شهر اسلحه داشته باشد. این علامت سوال ها در طی سفر به ایران در ذهن آنها از بین رفت و به همین دلیل در روز آخری که از ایران می رفت اعلام کرد که تهران امن تر از لندن و لس آنجلس است.


نداشتن امنیت یکی از موارد مهمی است که گردشگردان را از سفر به ایران باز می دارند.این در حالی است که رجب پور هم از قول کریستی برگ می گوید که امنیت ایران از لندن بیشتر است و هم خودش اینگونه توضیح می دهد که ما از معدود کشورهای امن در دنیا هستیم این را تجربه عینی من به من ثابت کرده است هیچ کشوری نیست که شما بتوانید که آنقدر راحت در آن در هر ساعتی از شبانه روز تردد کنید. در متمدن ترین پایتخت های دنیا در واشنگتن دی سی در طول روز نمی توانید تردد کنید. خیلی از شهرها و کشورهای دنیا همین گونه هستند اما ما در ایران چنین مشکلی را نداریم. من در جریان خبر موثق این امر هستم که در ارشاد کارگروه ویژه برای حل این موضوع تشکیل شده است.

هزینه کنسرت انور براهم در کشورهای همسایه 4 میلیون تومان است

رامین صدیقی یکی از تهیه‌کنندگان باتجربه‌ در این عرصه است که هنرمندانی مانند اشتفان میکوس، انور براهم، باب بلدن، رامیز قلی‌اف و گروه‌هایی مانند «اپن سورس»، «بازار» و «بازاربلو» توسط او به ایران دعوت شدند.


او که تجربه برگزاری بخش بین الملل جشنواره موسیقی فجر را عهده دار بوده است نیز در این زمینه از یک دیپلماسی دوطرفه صحبت می کند و می گوید: اولاً وقتی ما درباره دیپلماسی فرهنگی صحبت می کنیم دیپلماسی فرهنگی دو سویه است. یعنی ما نمی توانیم ادعا داشته باشیم که هنرمند به خارج ایران صادر می کنیم تا دیگران با موسیقی ما آشنا شوند اما خودمان در پذیرش هنرمندان خارجی هیچ اقدامی نکنیم. به هر حال این بده بستان برای هر دو طرف تبعات مثبتی دارد. آشنایی فرهنگ دیگران برای ما و آشنایی دیگران با فرهنگ ما و به همین دلیل وقتی این اتفاق در موسیقی می افتد اولین فایده آن این است که اقوام و کشورهای مختلف می توانند با موسیقی دیگرا آشنا شوند. به هر حال ما در کشوری زندگی می کنیم که یک طبقه خاص موسیقی را مستقیما دنبال می کنند و این افراد علاقه مندند با موسیقی روز دنیا و هنرمندان دنیا در ارتباط باشند.

وقتی از او پرسیدیم که چرا صدور ویزا (طبق ادعای سایر کنسرت‌گزاران) برای هنرمندان خارجی اینقدر با دشواری همراه است، می گوید: این حرف‌ها که می‌شنوید، بی‌انصافی است. سفارتخانه‌های ایران و وزارت امور خارجه بیشتر از این نمی‌توانند با ما همکاری کنند.

صدیقی ادامه میدهد: اما مهمترین چیزی که این وسط معمولا مغفول می ماند اجرای هنرمندان خوب در ایران و بخشی از فرار سرمایه از کشور کمک می کند.ما در کشورهای همجوار مثل ترکیه و امارات به وفور ماهانه کنسرت هایی برگزار می شود که خیلی از این اجراها متعلق به هنرمندانی است که خیلی از موسیقی دوستان ایرانی به دنبال آنها هستند. مثلا اگر انور براهم در ازمیر کنسرت بگذارد بلیط کنسرتش 50 یورو است و آدم هایی هستند که از ایران تشنه شنیدن این موسیقی هستند. این میزان برای یک ایرانی حدود 4 یا 5 میلیون هزینه بر می دارد. یعنی یک بلیط 50 یورویی حدود 4 یا 5 میلیون برای یک نفر تمام می شود و اینها پول های خردی است که از کشور خارج می شود این موضوع یکی از تبعات منفی اقتصادی می شود. آوردن هنرمند سبب می شود که این هزینه در داخل کشور انجام شود به توسعه زیرساختها کمک می کند و مثلا ما در همین کنسرت اخیر خیلی افراد را داشتیم که از شهرستان ها به تهران آمده بودند و این نقدینگی در داخل کشور برگزار می شود بنابراین رویدادهای فرهنگی بنوعی می تواند به توریسم هم کمک کند و اگر ما بتوانیم به جایی برسیم که هنرمندانی را به ایران بیاوریم که مثلا شرایط اجرا در کشورهای همجوار را نداشته باشند مطمئن باشید که از کشورهای همسایه هم می توانیم گردشگر جذب کنیم و آنها به ایران بیایند.

وی درباره تجربه خود در آوردن هنرمندان خارجی به ایران نیز اظهار داشت: هنرمندانی که تا کنون من به ایران آوردم معمولا حداقل یک بار دیگر به ایران برگشتند زیرا استقبال زیادی از کارشان در ایران می شود و واکنش زیادی از طرف مخاطبان جذب می کند و درک موسیقی برای هنرمندها سوای از مسئله مالی مطرح است و هنرمند دلش می خواهد که کارش درک شود و پذیرفته شود و ما خوشبختانه جامعه مخاطب خیلی فرهیخته ای داریم در حوزه موسیقی که حتی نجیب که با تمام مشکلاتی که در اجرای کنسرت ها برایشان پیش می آید و قابل مقایسه با بلاهایی که مثلا با من بعنوان کنسرت گذار پیش می آید نیست، با وجود مبلغ بالایی که باید برای بلیط پرداخت کنم و گاهی حتی کیفیت صوتی خوب هم ندارند مدیریت مطلوبی ندارند خم به ابرو نمی آورند و باز هم می آیند. لذا ما هم مخاطبان نجیبی داریم و هم پیگیر. لذا هر هنرمندی که من به ایران آوردم هم خوشحال بودند از استقبال مردم و هم از میهمان نوازی ایرانیها و هم وضعیتی که موسیقیشان را در آن اجرا می کنند.

این تهیه کننده ادامه داد: بازخورد رسانه ای آوردن اینها نیز بسیار مثبت است و من می خواهم بگویم که جدای از بازخورد مثبت مطبوعاتی این مسئله مهم است که به هر حال جامعه موسیقی جامعه ای است که در محافل کوچکی قرار دارد و اینها معمولا همدیگر را می شناسند و همدیگر را می بینند و از کارنامه یکدیگر بی خبر نیستند وقتی یک هنرمندی به اینجا می آید و با خاطره ای خوب کشور را ترک می کند این خاطره خوب را با افراد دیگری که در صنعت خودش هستند به اشتراک می گذارد و اینها سفیران خوبی هستند. من شاید تا چندین سال پیش برای دعوت از هنرمندان باید تلاش زیادی می کردم تا رضایتشان را جلب کنم اما وقتی می آیند و از نظر اقتصادی تأمین می شوند و برخورد مخاطبان را می بینند برای بار دیگر راحت تر راضی می شوند. چون تجربه قبلی دیگران را شنیده اند.من اولین بار که یک کوارتت را از هلند دعوت کردم که موسیقی اشان را دوست داشتم اما افرادشان را نمی شناختم اما فقط به اعتبار اینکه آن افراد از یک هنرمند دیگر که سال قبل به ایران آمده بود تعریف شنیده اند خیلی راحت تر رضایتشان جلب شد.

رجب پور افزود: نکته حائز اهمیت این است که هر چقدر آدم های معمولی به کشورمان بیایند و شاهد اوضاع کشورمان باشند به افراد کمی می توانند این امنیت را منتقل کنند اما وقتی افراد مهم و هنرمندان تراز اول به ایران بیایند و این امنیت را ببینند آن را رسانه ای می کنند و خبر اول یاهو می شود. مثلا ببینید ما چگونه می توانیم با مثبت نشان دادن توافقی که انجام می دهیم دشمنان درجه یک مان را در دنیا کوچک نشان دهیم. در عالم هنر هم به همین شکل است هر چقدر ما هنرمندان بزرگ به ایران آوریم دو خاصیت دارد هم کشورمان را امن نشان می دهد و هم ما از آنها تجربه کسب می کنیم.

رجب پور در پایان می گوید: به ازای هر هنرمند خارجی که اجازه اجرا در ایران پیدا می کند ما حداقل 50 هنرآموز داخلی مان را به خارج از کشور می فرستیم وقتی اجازه نمی دهیم هنرمندی در ایران به اجرای کنسرت بپردازد در اصل سرمایه کشورمان را در قواره چند برابر از کشور خارج می کنیم. ما هیچ کسی را نداریم که نخواهد به ایران بیاید هر کسی البته یک نرخی دارد ولی به هر حال در قوانین بین المللی چنین چیزی را نداریم. اما به هر حال این روندی که در این چند سال اخیر ایجاد شده و این سوال نابجا و غیر کارشناسی معاون وزیر سبب شده که چندین سال ما دچار مشکل شویم.


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه