بهشتی حس اعتماد را به سازمان میراث فرهنگی بازمی‌گرداند

ـ گروه میراث فرهنگی ـ انتصاب سید محمد بهشتی، به ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در هفته گذشته، رخداد مهمی تلقی می‌شود که بی‌شک تأثیرات عمده‌ای بر روند فعالیت سازمان میراث فرهنگی خواهد داشت. آقای بهشتی سرشناس‌ترین چهره میراث فرهنگی کشور در دو دهه گذشته است و طولانی‌ترین دوره ریاست بر این سازمان میراث فرهنگی (1376 تا 1383) را در کارنامه خود ثبت کرده است. او در این مدت، سازمان مزبور را از انزوا و حاشیه‌نشینی خارج کرد و سرمایه اجتماعی قابل توجهی را برای آن فراهم آورد. الحاق سازمان ایرانگردی و جهانگردی به سازمان میراث فرهنگی و ارتقاء آن به سطح معاونت رییس جمهور تنها یکی از پیامدهای مدیریت اوست.

با این حال، بعد از هشت سال بی‌ثباتی و سوء مدیریت شدید در سازمان نیراث فرهنگی که در دوره دولت پیشین رخ داد، بسیاری از دستاوردهای گذشته از میان رفت و شیرازه تشکیلات سازمانی از هم فروپاشید؛ به ویژه در بخش پژوهشگاه که به منزله اتاق فکر و نهاد تصمیم‌ساز در سازمان میراث فرهنگی است، خرابکاری‌های بسیاری صورت گرفت و چنان شد که امروزه جز پوسته‌ای از این نهاد، چیز دیگری برجای نمانده است. از این‌رو، چنین می‌نماید که سید محمد بهشتی برای احیای دوباره پژوهشگاه با موانع و دشواری‌های فراوان روبروست.

پیامدهای حضور آقای بهشتی در رأس پژوهشگاه و افق موفقیت او موضوع گفت و گویی است که با آقای علیرضا قلی‌نژاد به انجام رسانده است. او یکی از اعضای هیأت علمی پژوهشگاه است که در گذشته، مسؤولیت‌هایی چون مدیر کل بافت‌های تاریخی کشور، مدیرکل میراث فرهنگ استان فارس و مدیرکل میراث فرهنگ استان خوزستان را برعهده داشته است. مشروح این گفت و گو را از نظر می‌گذرانید.

انتصاب آقای بهشتی به ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را چطور ارزیابی می‌کنید، در شرایط موجود آیا این انتصاب می‌تواند تأثیر کلی بر روند کار پژوهشگاه داشته باشد؟

در واقع، این آخرین فرصت سازمان برای تبیین جایگاه میراث فرهنگی در جریان شتابزده توسعه کشوراست. در موقعیتی که بسیاری از نتایج نشان دهنده اثرات مخرب و جبران ناپذیر توسعه شتابزده و بی‌برنامه و بی‌توجهی به ویژگی­های طبیعی و فرهنگی سرزمین ماست، نگاه مجدد به میراث فرهنگی بواسطه استفاده از تجارب تاریخی کشور، مهمترین راهبرد برای پرهیز ازتکرار تجربه‌های تلخ و گام نهادن در مسیر توسعه پایدار و آگاهانه است؛ و شخص مهندس بهشتی به دلیل اینکه اولا با دانش معماری و مهندسی در نتیجه با مولفه های توسعه آشناست، و ثانیا درک بالایی از فرهنگ و اقتصاد فرهنگی دارد، می‌تواند پژوهشگاه سازمان را در جایگاه واقعی خود قرار دهد این نهاد را به نهادی تأثیرگذار برای پیشبرد توسعه متوازن در کشور تبدیل کند.

با این حال در سال‌های منتهی به روی کارآمدن دولت جدید، پژوهشگاه بخش بزرگی از اعضای هیأت علمی خود را از دست داد. آیا این خود یکی از موانع پیش روی رییس پژوهشگاه نیست؟

بله، همین طور است. با نگاهی به هرم سنی کارشناسان تخصصی سازمان طی سالهای اخیر، به راحتی می‌توان تشخیص داد که نه تنها پژوهشگاه بلکه سازمان بیش از هر زمان دیگری دچار فقر کارشناسان با تجربه شده و بسیاری از کارشناسان به انحای مختلف سازمان را ترک کرده‌اند. اندک افراد باقی‌مانده هم مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند و در یک حالت یأس و سرخوردگی به سر می‌برند. بنابراین پژوهشگاه نیازمند کسی است که با نگاهی پدرانه و ضمن اشراف کامل به امور، زمینه‌های آشتی و گردهم آیی این کارشناسان را فراهم کند. به نظر بسیاری از ناظران، مهندس بهشتی تنها شخصیت موجهی است که توان برقراری آشتی عمومی و احیای وجهه پژوهشگاه را دارد. هم اکنون در درون پژوهشگاه و البته سازمان ، با دو گروه کارشناسان کم سابقه و پر تعداد و پیشکسوتان خبره و کم‌تعداد روبرو هستیم.

از سوی دیگر، اعتماد جامعه تخصصی به صداقت سازمان، مهمترین عامل زمینه‌ساز این همدلی و آشتی عمومی است؛ چرا که بی‌اعتمادی به عملکرد سازمان در سایر بخش‌های جامعه از جمله ارباب جراید، رسانه‌ها، جامعه مهندسان مشاور، پیمانکاران و نظایر آن نیز قابل مشاهده است. در واقع، سرمایه اجتماعی میراث فرهنگی که با تلاش فراوان طی سالهای 76 تا 84 بدست آمده بود و با بی تدبیری‌ها و بی‌اخلاقی‌های سالهای بعد از آن، در مغاک فراموشی و سوء‌ظن سقوط کرد، بیش از هر زمان دیگری به حس اعتماد و همدلی برای حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی کشور نیاز دارد.

البته جدا از مشکلات درونی سازمان میراث فرهنگی، در بیرون از سازمان اختلاف‌ها و کشاکش‌های زیادی با مدیران توسعه کشور وجود دارد که به نوبه خود مانعی جدی در راه صیانت از میراث فرهنگی و آثار تاریخی است.

این مشکل همیشه وجود داشته و با ضعف سازمان در سال‌های اخیر تشدید شده است. توجه داشته باشیم که با ثبت آثار کشور در فهرست میراث جهانی، نگاه فرهنگ‌دوستان جهان بیش از پیش به ماست. در حقیقت بخش‌های تصمیم ساز و تصمیم گیرنده کشور و به طور کلی دست اندرکاران حفاظت و مرمت آثار تاریخی و همین طور متولیان پروژه‌های عمرانی، زیر نگاه تیزبین جامعه جهانی قرار دارند. بنابراین وقت آن رسیده که با تکیه بر پایگاه‌های پژوهشی و قانونی به سکانداری شخصیتی آگاه، نه تنها اثرات مخرب تصمیم‌های گذشته، کنترل و جبران شود؛ بلکه از این به بعد شاهد این نباشیم که چرخ‌های توسعه ناآگاهانه و نامتوازن، میراث گرانسنگ فرهنگی تاریخی کشور را به نابودی و تخریب بکشانند.

اگر به تجربه کشورهای توسعه یافته نگاه کنید، می‌بینید که تلاش وافری در هماهنگی سیاست‌های توسعه‌ای در مناطق تاریخی داشته‌اند. ولی ما چه کرده‌ایم؟ ما طی سالهای گذشته برای دخالت در محدوده‌های تاریخی دستگاه‌های موازی درست کردیم و با این موازی‌کاری، خلأهای پنهان قانونی و اجرایی به وجود آوردیم و به متولیان توسعه که اطلاع چندانی از اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی ندارند، فرصت دادیم که متکلم وحده باشند و سازمان میراث فرهنگی را به عنوان مرجع قانونی تشخیص و صدور استعلام‌ها و مجوزها به حاشیه ببرند. به عبارت دیگر، در سال‌های گذشته تلاش وافری صورت گرفت تا تصمیم‌هایی که باید صرفا توسط سازمان میراث فرهنگی گرفته می‌شد، توسط چند دستگاه گرفته شود و این سازمان در اتخاذ این تصمیمها صاحب شریک شود. جالب این که با واردات بی‌رویه مدیر از دستگاههای دیگر، وضعیتی به وجود آمد که گاهی نمایندگان میراث فرهنگی در شوراها و کمیسیون‌ها و سایر مراجع تصمیم‌گیرنده، در اصل از عناصر همان دستگاه‌های موازی بودند و بنظر میرسد که این افراد گاهی به جای توجه به صیانت از میراث فرهنگی و رعایت تکالیف ذاتی و قانونی سازمان ، تمایلات بخشی دستگاههای مقابل را ملاک عمل قرار داده و حتی پی گیری می‌کردند.

اتفاقا پرسش این است که در چنین فضای تیره و تاری واقعا چه کاری از آقای بهشتی یا هر مدیر کارآزموده دیگری مانند ایشان برمی‌آید؟

طبیعتا مسیر دشواری پیش روست. در اولین قدم باید تلاش بیشتر، آگاهانه تر و صد البته کم اشتباه تری صورت بگیرد تا جریان امور به جایگاه طبیعی خود بازگردد؛ و این میسر نیست مگر با استفاده از کارشناسان کارآمدِ عالم و با تجربه و در رأس آنها یک مدیر امتحان پس داده؛ علی‌الخصوص که حجم مسؤولیت‌های سازمان و در نتیجه پ|ژوهشگاه به لحاظ کمّی افزایش یافته که خود بر دامنه مشکلات ساختاری موجود افزوده است.

ببینید در سال‌های 1376 تا 1384 کارهای بزرگ و زیربنایی زیادی در سازمان انجام شد که متأسفانه ثمرات آن تا حد خیلی زیادی از بین رفته است. در آن سال‌ها، کار کارشناسی وسیعی انجام شد تا تخمینی روشن از حجم و تعداد آثار تاریخی کشور بدست داده شود؛ و تازه پس از این تخمین بود که حجم مسؤولیت‌های بالقوه و بالفعل سازمان مشخص شد و روشن شد که برای حفاظت و سرپرستی این تعداد از آثار منقول و غیرمنقول نمی‌توان تنها به توان درونی سازمان بسنده کرد و باید بخش قابل ملاحظه‌ای از توان جامعه مهندسی و اجرایی کشور برای حفاظت، مرمت، و احیاء میراث فرهنگی به خدمت گرفته شود.

بر این مبنا ساعت‌ها کار کارشناسی و هماهنگی انجام شد تا توانستیم توان سایر دستگاههای دولتی و نهادهای بخش خصوصی را به کمک بگیریم. البته جامعه مهندسی کشور نیز به این درخواست پاسخ مثبت داد و بیش از پانصد تشکل مهندسی و پیمانکاری یا وارد چرخه فعالیت مهندسی و اجرایی در زمینه‌های مرتبط با میراث فرهنگی شدند و یا متقاضی اخذ رتبه‌ها و مجوزهای لازم بودند. حالا تصور کنید که هم اینک فعالین این حوزه به حدود 10% رسیده است و این تنها مرهون بی تدبیری کسانی است که هدایت بخش فنی سازمان میراث فرهنگی را برعهده گرفتند و بی‌اعتمادی ناشی از سوء مدیریت آن‌ها، تمام سرمایه بدست آمده را از بین برد.

بنابراین نمی‌خواهم بگویم که مهندس بهشتی در پژوهشگاه به تنهایی معجزه خواهد کرد، بلکه می‌گویم بازیابی سرمایه از دست رفته، مستلزم بازگشت حس اعتماد نسبت به سازمان است و آقای بهشتی کسی است که با حسن شهرت و اعتبار و مقبولیت خود می‌تواند این حس را بوجود بیاورد.

بحث دیگر، سرمایه اجتماعی است که آسیب فراوان به آن وارد شده است. مثلا در خلال همان سال­ها کوشش شد که با معرفی ظرفیت‌های میراث فرهنگی در صحنه داخلی و بین المللی، سپر دفاعی مهمی در مقابل تهاجم‌ها و تخریب‌ها ایجاد شود و در این راه جامعه رسانه‌ای کشور و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به یاری سازمان آمدند و با بسیج افکار عمومی به حمایت از میراث فرهنگی، سرمایه اجتماعی عظیمی را برای آن فراهم آوردند. در این‌جا نیز می‌دانیم که آقای بهشتی اعتبار و محبوبیت زیادی در رسانه‌ها دارد و خبرنگاران خاطره خوشی از دوران ریاست ایشان بر سازمان میراث فرهنگی دارند. پس با حضور ایشان در رأس پژوهشگاه حس اعتماد نسبت به سازمان در آن‌ها نیز بوجود خواهد آمد.

از صحبتهای شما این طور دریافت می‌شود که وضعیت مطلوب به معنای بازگشت به گذشته و مشخصا فاصله سال‌های 76 تا 84 است؛ در حالی که در این سال‌ها هم جامعه دستخوش تغییرات بزرگ شده و هم سازمان از هر جهت وضعیت تازه‌ای پیدا کرده است و نمی‌توان صرفا با اتکاء به سیاست‌های گذشته، امور را به سامان آورد.

خیر، منظور من بازگشت به گذشته و تکرار عین به عین سیاست‎های گذشته نیست بلکه منظورم بهره‌گیری از پندها و تجربه‌های تاریخی است و این که بتوانیم روی انقطاعی که طی سالهای گذشته بوجود آمد، پل بزنیم و پیوند با تجربه‌ها و دستاوردهای گذشته را از نو برقرار کنیم. چون روند رو به رشد سازمان تا قبل از سال 84 فقط به خاطر تلاش آقای بهشتی نبود بلکه روند شکل‌گیری آن‌ها مرهون زحماتی است که با تلاشهای دفاتر حفاظت و سایر موسسات مربوطه در پیش از انقلاب شروع شد و پس از پیروزی انقلاب با تأسیس سازمان در دوره مرحوم شیرازی و دکتر حجت ادامه یافت و رؤسای بعدی، به ویژه مرحوم کازرونی نقش بسزایی در پایه‌ریزی آن‌ها داشتند، مهندس بهشتی با تدبیر و تیزهوشی در زمان مناسب، آن زحمات را به نتایج قابل توجهی رساند و نهایتا رسیدیم به این که برای مثال در زمینه نظارتهای فنی و فعالیت‌های علمی برای حفاظت از میراث فرهنگی چگونه باید عمل کنیم. از این منظر نیز حضور مهندس بهشتی مغتنم است چون ایشان استراتژیست بخش مهمی از موفقیتهای گذشته است و نسبت به مسایل گذشته سازمان در یک روند درازمدت اشراف کامل دارد.

البته درون سازمان به نظر می‌رسد که پژوهشگاه موقعیت پیشین خود را از دست داده و دیگر حتی در سطح معاونت‌ها نیز جدی گرفته نمی‌شود. مثلا در همین روزهای اخیر خبری منتشر شد که نشان می‌داد نام پژوهشگاه تقریبا از پرتال سازمان حذف شده و کسانی که با این رکن مهم سازمان آشنایی ندارند، با مراجعه به پرتال سازمان حتی نمی‌توانند از وجود آن و وظایفش مطلع شوند.

البته چنانچه به گذشته و روند تکاملی سازمان و دلایل نیاز سازمان به پژوهشگاه عنایت لازم نشود ممکن است شاهد س�� عملکردهایی در قبال پژوهشگاه باشیم اما در غیر اینصورت مطمینا توجه به پژوهشگاه بیش از گذشته خواهد بود.برای مثال یکی از چشم اندازهای پژوهشگاه بدین ترتیب ترسیم شد که کمک گرفتن از بخش خصوصی و جلب مشارکت بخش‌های مختلف دولتی یا عمومی، به این معنی نبود که سازمان تکالیف حاکمیتی خود در قبال آثار منحصربه فرد را واگذار کند، بلکه هم به دلیل نفیس بودن این آثار و هم به دلیل ارایه الگوهای علمی و اجرایی، نیازمند نهادی بود که تمام این موارد را رصد کند و به طور مداوم تولیدات علمی و پژوهشی داشته باشد. این نهاد پژوهشگاه میراث فرهنگی بود و معروف بود که پژوهشگاه مغز سازمان است. اما عدم درک این مفهوم و تنزل آن به یک شعار باعث شد که جایگاه آن از مغز تولید کننده علم به یک بخش مصرف کننده و یا خدماتی افول کند در اینصورت طبیعی است که سازمان خود را از پژوهشگاه بی نیاز احساس کند، البته بعید می دانم که نظر ریاست سازمان چنین باشد و انتخاب مهندس بهشتی به این منصب نیز حکایت از رویکرد مثبت سازمان به پژوهشگاه و اعاده جایگاه آن دارد .

طبیعتا احیای جایگاه پژوهشگاه و بالندگی آن موضوعی است که فقط در اختیار رییس این نهاد قرار ندارد و باید در کلان سازمان به آن توجه کرد. برای مثال، پژوهشگاه نیازمند جذب افراد متخصص و با تجربه است، در حالی که می‌دانیم نظام پرداخت‌ها در سازمان به شکلی است که فعالیت در آن جذابیت چندانی ندارد. به نظر شما تضمین موفقیت آقای بهشتی در مقام رییس پژوهشگاه مستلزم به کارگیری چه حجمی از امکانات، اعتبارات و اختیارات است؟

با توجه به اهمیت ساماندهی و اعاده حیثیت پژوهشگاه از دو منظر ، اول سازماندهی مجدد و دوم تقویت بنیه کارشناسی، برای ایفای نقش فعال و موثر در قبال میراث فرهنگی تاریخی کشور، طبیعی است که پشتیبانی همه جانبه از پژوهشگاه عامل مهمی در تحقق اهداف پیش گفته خواهد بود و درک جایگاه تاثیر گذار پژوهشگاه در منظومه میراث فرهنگی – تاریخی و طبیعی کشور متناسب با ابعاد این پشتیبانی خواهد بود. یاد آوری می‌کنم که سازمان بدون داشتن پشتوانه‌های علمی و پژوهشی قادر به جلب هماهنگی و همکاری نیروهای مختلف تاثیرگذار بر میراث فرهنگی کشور نیست و پر واضح است که تنها نهادی که می تواند مشروط به حمایت سازمان، این خدمات را ارایه نماید، پژوهشگاه است.

به عنوان پرسش پایانی با توجه به افول سرمایه انسانی در سازمان، خواهش می‌کنم نظرتان را درباره نقش پژوهشگاه در کادرسازی برای آینده نیز بگویید.

پیش کسوتان سازمان بخوبی می توانند بگویند که آموزش و تربیت کارشناسان مبرز در حفاظت و حمایت از میراث فرهنگی تا چه اندازه پر اهمیت و الزامی است. شاهد این مدعا همین کافی است که بگوییم اکثر قریب به اتفاق پیش کسوتان حال حاضر سازمان محصول دوره های آموزشی هستند که به همت بزرگوارانی نظیر مرحوم پیرنیا و شیرازی در دهه پنجاه برگزار شد و شاهدیم که آن اتفاق ارزنده به مدت 40 سال از میراث فرهنگی این سرزمین حمایت و پشتیبانی کرده است. لذا ایجاد نظامی کارآمد، دانش محور، و بهره‌مند از تجارب پیش کسوتان تنها راه مفید برای ایجاد چشم اندازی مطمئن برای سازمان است و این مهم تنها توسط پژوهشگاه قابل انجام است؛ چرا که به لحاظ پشتوانه علمی و ضوابط و ترتیبات قانونی، پژوهشگاه مناسب ترین بخش برای رسیدن به نتیجه مطلوب در این زمینه است.

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه