دغدغه‌های زنده یاد - لطفی - موسیقی بود و نه حواشی آن!

- گروه فرهنگ و هنر- یک هفته از مراسم خاکسپاری زنده یاد محمدرضا لطفی در زادگاه‌اش گرگان می‌گذرد با این حال لطفی ناآرام و سرکش هنوز هم در صدر اخبار رسانه‌هاست. هنوز هم خاطره تارنوازی‌های او و آثاری که در اوایل انقلاب از گروه عارف و شیدا منتشر شد در اذهان باقی است. خاطره تلخ لغو کنسرت‌هایش و مجوزهایی که برای گرفتن آن رنج‌های فراوانی را متحمل شد.

به گزارش CHN، در پی درگذشت محمدرضا لطفی آهنگساز، پژوهشگر و نوازنده برجسته سازهای ایرانی و کسی که بانی انقلاب در موسیقی ایرانی بود اگرچه صحبت های زیادی از سوی بی شماری از فعالان این عرصه صورت گرفت اما به نظر می رسد هنوز هم ناگفته هایی در مورد شیوه آهنگسازی و نوازندگی او وجود دارد. صدیق تعریف خواننده آواز ایرانی است که با زنده یاد محمدرضا لطفی در دهه 60 ، در ایران همکاری داشت. تعریف، در نیمه های دهه 70 شمسی، زنده یاد لطفی را در کنسرت های خارج از کشور همراهی کرد. حالا او با هزاران دریغ و افسوس از آهنگسازی می گوید که به رغم منشااثر بودن، ارزش واقعی اش در جامعه حفظ نشد.

صدیق تعریف؛

برای من همواره این شادمانی و این خاطره خوب وجود دارد که در یک آلبوم مشترک در کنار استاد لطفی زندگی کردم

«صدیق تعریف» درباره همکاری هایی که در دهه شصت با زنده یاد محمدرضا لطفی داشته به CHN می گوید:«تعبیر من از همکاری با آقای لطفی طور دیگری است. در آن زمان تازه فعالیتم را شروع کرده بودم ولی استاد لطفی به رغم جوانی در اوج بود. برای من کنار لطفی بودن و آواز خواندن اسباب مسرت بود_ نه افتخار زیرا آنقدر در این روزها از افتخار استفاده شده که به نظرم این واژه دیگر کارکرد واقعی خود را از دست داده است. با این حال برای من همواره این شادمانی و این خاطره خوب وجود دارد که در یک آلبوم مشترک در کنار استاد لطفی زندگی کردم.»

"تعریف"درباره آشنایی خود با زنده یاد "محمدرضا لطفی" می گوید: «من در دانشکده ای درس خوانده ام که پیش تر آقای لطفی هم درس می‌خوانده‌اند و بعدها نیز استاد موسیقی همان دانشکده، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شدند. با این تفاوت که این بزرگ استاد عزیز در حوزه موسیقی درس خوانده اند و من در رشته تئاتر و هنرهای نمایشی. البته آشنایی من با آقای لطفی به سال های دورتر یعنی حوالی سال 50 و زمانیکه او در کردستان سپاهی دانش بود و قرار بود که داماد کامکارها شود برمی گردد. چندباری در کوچه ها و خیابان های سنندج ، او را می دیدم و ر هیچگاه این تصور به مخیله ام خطور نمی کرد که بعدها در کنار این بزرگ‌مرد بنشینیم و کنارش آواز بخوانم.»

"تعریف" در سال 54 برای تحصیل به دانشگاه به تهران می آید و قبل از حضور در کلاس های زنده یاد لطفی در کلاس های استاد محمود کریمی، و رضوی سروستانی آموزش می بیند. پس از مدتی نیز به مرکز فرهنگی هنری چاووش می رود و چند سالی را نیز در آن موسسه آموزش آواز می گیرد. پس از طی چند سال، زنده یاد لطفی از تعریف برای اجرای ضبط یک مجموعه و کنسرت دعوت می کند و این اجرا به همراه ضبط و انتشار آن در سال 63-64 و به شیوه مکتب اصفهان به یاد استاد حسین طاهرزاده و در دستگاه سه گاه به اجرا درمی آید.

صدیق تعریف می گوید: «تمرین و اجرای این کار حدود 6 ماه طول کشید، با شعری از حافظ و با این مطلع ؛ غلام نرگس مست تو تاجدارانند/ خراب باده لعل تو هوشیارانند/... اثری که در ابتدا توسط زنده یاد طاهرزاده خوانده شده بود و با تلاش و کوشش رادمرادانه محمدرضا لطفی این اثر را بازآفرینی شد. گروه اجرایی این کار متشکل از 17 نفر یعنی تمامی اعضای گروه شیدا و عارف به سرپرستی آقای لطفی بود. به باور من استاد شاید می خواست در حوزه هنر و فرهنگ و موسیقی اعلام موجودیت کند. در زمانی که ساز به دست گرفتن و نواختن ، جرم بود.»

وی می افزاید: «در آن سال ها این اثر نتوانست مجوز بگیرد. کارهای جدی مانند کارهای آقای لطفی مجوز نمی توانست بگیرد و یا اگر هم مجوز می گرفت با دشواری های بسیاری مواجهه می شد. بهرحال دوران بسیار سختی داشتیم. کار بدون مجوز و به صورت خصوصی و محدود و معدود منتشر شد.»

در آن سال های کارهای جدی مانند کارهایی آقای لطفی نمی توانست مجوز بگیرد یا اگر هم می گرفت با دشواری های بسیاری مواجهه بود. دوران بسیار سختی داشتیم

خواننده و تدوین گر آلبوم شیدایی در تشریح اثری که در سال 63 به سرپرستی و آهنگسازی زنده یاد محمدرضا لطفی وبه صورت خصوصی منتشر شد، می‌گوید: «اثر منتشر شد اما از انجاییکه قرار بود دیگر آثار استاد طاهرزاده به همان سبک و سیاق کار سه گاه بازآفرینی شود دریغا که مهاجرت لطفی و اقامت 20 ساله اش این ممکن را ناممکن کرد.»

پس از آن، زنده یاد محمدرضا لطفی بنا به دلایلی اجباری جلای وطن می‌کند و به تدریج با تغییر شرایط اجتماعی ارتباط موسیقیدان ها با هم کمتر از سابق می‌شود. اگرچه به گفته "تعریف" تداوم نداشتن خلق آثار مشترک می توانست به حضور "زنده یاد لطفی" در کشور مرتبط باشد اما بازگشت دوباره او نیز به دلیل همان شرایط موجود چیزی را تغییر نداد."تعریف "در پاسخ به این سوال که چرا تصمیم لطفی برای اجرای دیگر آثار "طاهرزاده" جامه عمل به خود نپوشاند؟ می‌گوید: «اصولا من از آن دسته آدم هایی نیستم که مصرانه پافشاری کنم، اما پس از بازگشت دوباره زنده یاد لطفی به دیدارش می‌رفتم البته نه به صورت مداوم. تلویحا در این مورد با هم صحبت هایی داشتیم و می خواستیم به نتایج عملی و روشنی هم برسیم که دریغا خاموشی زودهنگام و ترا‍ژیک این بزرگوار همه معادلات مان را برهم زد.»

"تعریف" که در سال های 74 و 75 با زنده یاد محمدرضا لطفی کنسرت‌هایی را در کشورهای ایتالیا، سوییس، آلمان، انگلستان و فرانسه برگزار کرده بود در پاسخ به این سوال که چه تغییراتی را در شیوه‌های کاری "محمدرضا لطفی" پس از 20 سال دوری از وطن دید؟ می‌گوید: «لطفی یکی از احساسی‌ترین افرادی بود که در طول زندگی‌ام دیدم. به نظر من، وی هر روز به کمال نزدیک‌تر می‌شد و این دستاوردی است که سال‌ها تلاش و پژوهش برای این بزرگ مرد به بار آورد. آقای لطفی در مقالات و سخنرانی های خود بزرگانی همچون آقاحسینقلی، میرزاعبدالله، درویش‌خان، ، طاهرزاده، اقبال آذر، جلیل شهناز، حسن کسایی و ... را "استاد کامل" خطاب می‌کرد. به گمان من ، محمدرضا لطفی خود مصداق واقعی این لقب و عبارت هستند. به تعبیر دیگر، لطفی یکی ازحلقه‌های زنجیری بود که در عین پیوستگی لازم و طبیعی به گذشته، دارای شخصیت مستقل و قایم به خود بودند.»

خواننده آلبوم "گلگشت" می‌افزاید: «آقای لطفی به شهادت بسیاری از کارشناسان موسیقی یکی از بهترین آهنگ‌ها را بر روی شعر داروک نیما ساخت. وی با جهان بینی خاص خود و نگاه ریشه‌ای، همواره جایگاه خود را در تاریخ موسیقی ایران حفظ می‌کند. البته نگاه ریشه‌ای لطفی به دنیا به این معنا نیست که دیگران این نگاه را ندارند اما وسعت دید لطفی با توجه به پیوند قلبی و فکری به گذشته، نشان از منطق او داشت. لطفی فرد هوشمندی بود که جنبه های مثبت گذشتگان را حفظ کرد. ولی حیف و صدحیف و دردا و دریغا که لطفی با جهان‌بینی خاص خود و وسعت و عمقی که از آنجا به موسیقی ایرانی می پرداخت خیلی زود از بین ما رفت.»

"تعریف" تاکید می کند: «لطفی علاوه بر ارایه کارهایی که کاملا ریشه در سنت داشت، اشعار شاعران امروزی را هم در آثار تازه خود استفاده کرد. آثاری را با این اشعار خلق کرد که ادامه و تداوم مدرن با استفاده از دستاوردهای گذشته بود. آثار ماندگاری مانند داروک، و قایق از نیما در این سال های بی کسی، به یاد عارف، و...»

"تعریف" در پاسخ به این سوال که آیا تداوم زندگی لطفی با توجه به اینکه این اواخر کنسرت‌های او در شهرهای مختلف لغو می‌شد، تغییری در رفتار با هنرمندان ایجاد می کرد، می‌گوید: «هنرمند هیچگاه نمی میرد. آثار ماندگار هنرمندان به معنای تداوم زندگی اینان است. هنرمند در این مرز و بوم ارزش واقعی اش شناخته نشده و نمی شود. اما با توجه به اینکه لطفی بزرگ بود و قدرتمند عمل می کرد، هراسی از سنگ اندازی‌ها و موانع نداشت. حضور او برای مدت زمان بیشتر غنیمتی بود. اگرچه رنج های فراوانی در طول زندگی کشید و قطعا و حقیقتا همان رنج ها نیز زمینه ایجاد بیماری و تشدید آن شد اما با این حال، حسرت زنده ماندن او همچنان برای همیشه در دلمان خواهد ماند.»

تعریف؛

تمامی دغدغه های زندگی زنده یاد لطفی به خاطر موسیقی بود و نه حواشی، طبعات و مطامعات آن

"تعریف " کوچ ناخواسته و اجباری لطفی و بازگشت مجدد او را به ایران اینگونه ارزیابی می کند:« رفتن لطفی از کشور و کوچ ناخواسته وی، شاید بخشی از آن به نگرش او مربوط می‌شد اما به باور و اعتقاد من، ای کاش لطفی از ایران نمی‌رفت زیرا او معیاری بود برای ارزیابی موسیقی ملی ما، نبود او لطمات جبران ناپذیری به موسیقی ملی وارد کرد و خواهد کرد.»

"تعریف" در پایان می‌گوید: «لطفی این اواخر نیز در مکتب خانه میرزا عبدالله جوانان بسیاری را به صورت زیربنایی برای آموزش و نوازندگی پرورش داد. بازگشت دوباره او به ایران، منشا اثرات بسیار فراوانی بود. اثراتی که حتی اگرچنانچه در این زمان به چشم نیاید اما در آینده نشان خواهد داد که حضور او تا چه اندازه منشا اثر بوده است.او جاودانه است و جاودانه خواهد ماند. و نکته آخر اینکه، تمام دغدغه های زندگی، رفتاری و کرداری لطفی به خاطر خود موسیقی بود و نه حواشی و طبعات و مطامعات آن. می توان گفت لطفی به معنای درست کلمه شهید عشق به موسیقی شد.»

گزارش؛ مژده نوروزی

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه