روانشناسی در کشور ما نسبت به رشته های دیگر تقریبا علم جدیدی به حساب می آید. موضوع روانشناسی به طور کلی «بررسی علمی رفتار و فرآیندهای طولانی» است. تمام کارهایی که در طول عمرمان انجام می دهیم، رفتار ما به حساب می آیند و فرآیندهای روانی علت هایی است که باعث بروز یک رفتار اعم از «کار - حرف - برخورد - حالت چهره و ...» می شوند.

مجله اینترنتی برترین ها




مجله موسیقی قرن 21 - عاطفه صائب:

چرا روانشناسی و موسیقی؟

روانشناسی در کشور ما نسبت به رشته های دیگر تقریبا علم جدیدی به حساب می آید. موضوع روانشناسی به طور کلی «بررسی علمی رفتار و فرآیندهای طولانی» است. تمام کارهایی که در طول عمرمان انجام می دهیم، رفتار ما به حساب می آیند و فرآیندهای روانی علت هایی است که باعث بروز یک رفتار اعم از «کار - حرف - برخورد - حالت چهره و ...» می شوند.

اینکه موسیقی چطور می تواند بر روی افکار و عملکردهای ما تاثیر بگذارد، مبحثی است که در این مطلب به آن پرداخته می شود.

روانشناسی موسیقی

موسیقی نیازی فیزیولوژیک، ذهنی، احساسی، اجتماعی و فرهنگی در زندگی انسان است و از طریق این نیازها در تار و پود زندگی بشر وارد شده است. موسیقی رابطه زیستی و فیزیوولوژیک با مغز آدمی دارد.

ریتم، محرک بیولوژیک و ملودی مولد لذت، خوشی و خیال انگیزی است. به همین خاطر کوچکترین کنش ریتمیک و نوای موزون روح و جسم را تحریک و برانگیخته می کند.

از ابتدای نوزادی بدون آنکه آموزشی در کار باشد، توجه به ریتم و ملودی وجود دارد و مغاز هم به هماهنگی و نظم و سازماندهی اصرار و گرایش دارد. بخش های مختلفی از مغز در تجزیه و تحلیل موسیقی شرکت می کنند.

نیمکره چپ مغز با شنیدن موسیقی به تجزیه و تحلیل اصوات موسیقی می پردازد و نیمکره راست هماهنگی و کل (گشتالت...) صدا و عواطف آن را درک می کند. به بیانی دیگر نیمکره راست مغز در دریافت کلی پیام های موسیقی، ترکیب فضایی روابط و درک وحدت موسیقی موثر است.

از سوی دیگر موسیقی با عناصر ذهنی مانند تخیل، حافظه، تداعی و درآمیخته که در نتیجه از آن مقوله ای شناختی به وجود آورده است اما بیش از هر چیز موسیقی نیاز عاطفی و احساسی است.

موسیقی سیستم عواطف (قسمت لیمبیک مغز) را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود و در بسیاری از مواقع زندگی که کلام و بیان پاسخگو نیست، می تواند موجب همدردی و هم حسی شود.

موسیقی همینطور یک نیاز اجتماعی است، هر جا که موسیقی جاری است گروهی در کنار و گرد هم جمعند، زیرا موسیقی به راحتی می تواند احساس های مشترکی را در جمع به وجود آورد و نیروی عمومی را برانگیخته کند.

موسیقی نیروی همدلی است، به همین خاطر قدرت پیوستگی دارد و از آن می توان در تفاهم اجتماعی همدلی عمومی بهره برد. در مقیاس و دیدی وسیع تر، موسیقی طنین یکپارچگی عالم است.

طبقه بندی تم های موسیقی براساس تاثیرگذاری شان بر حالات

تم های شیدایی:
معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.

بعضی از چهار مضراب ها و ضربی های مو��یقی ایرانی استعداد القای چنین حالتی را داراست.

تم های حزین: لحن تم های حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احساس ناکامی را تداعی می کند. ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.

تم های هیجانی: هیجان، واکنش انفعالی شدی و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنش های فیزیولوژیک همراه است.

این تم میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد. این تم ها بیشتر مورد پسند جوانان است. اگر ملودی های زیبای اینگونه مضامین با متانت ارائه شوند و ساز آرایی مناسبی پیدا کنند، اثرات ارزنده ای خواهد شد.

تم های شاد و فرحبخش: تم هایی هستند که شادمانی و نشاط را توأم با آرامش منتقل می سازند، این تم ها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند. تم های فرخبخش احساس شادکامی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.

تم های آرامبخش: تم های مطبوعی هستند که نه تحریک کننده، نه غم انگیز، نه هیجانی و نه وجدآورند. متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند. استفاده از این تم ها برای آرامش و تمرکز، بسیار مناسب است.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه