مهدی یراحی کم مصاحبه می کند و معمولا در گفتگوهایش بسیار دقیق و سنجیده سخن می گوید. این خواننده در سالهای گذشته تعداد گفتگوهای زیادی را در رسانه ها نداشته اما همین تعداد کم گفتگوها هم در برخی مواقع بسیار جذاب و پرتیتر بوده که در این بخش از پرونده، مهم ترین و پرخبرترین صحبت ها او در این چند سال گذشته با رسانه های مختلف را می خوانید.

مجله اینترنتی برترین ها





ماهنامه آهنگ ایده آل: مهدی یراحی کم مصاحبه می کند و معمولا در گفتگوهایش بسیار دقیق و سنجیده سخن می گوید. این خواننده در سالهای گذشته تعداد گفتگوهای زیادی را در رسانه ها نداشته اما همین تعداد کم گفتگوها هم در برخی مواقع بسیار جذاب و پرتیتر بوده که در این بخش از پرونده، مهم ترین و پرخبرترین صحبت ها او در این چند سال گذشته با رسانه های مختلف را می خوانید.

•    خوشحال هستم که به شعر توجه داشتم و نگاه ویژه ای را نسبت به ترانه لحاظ کردم و به این مساله اعتراف می کنم. در این اعتراف از همه بچه هایی تشکر می کنم که با جان و دل کار کردند و هرچه در بخش ترانه از آنها خواستم ارائه کردند. اعتراف دوم من این است که خوشحال هستم که با کل تیم آلبوم «امپراطور» کار کردم. اعتراف سوم هم این است که خوشحال هستم که نام آلبوم را «امپراطور» گذاشتم. برخی در ابتدا نقد داشتند، اما پس از شنیدن اثر، نظرشان عوض شد و ضمنا خیلی از انتشار آلبوم در فصل پاییز خرسند هستم.

•    سبک انتخاب ترانه های من با شادمهر کاملا تفاوت دارد. در نوع ملودی ها یک موزیسین می تواند آنالیز کند و با یک نگاه ساده می شود فهمید که من اصلا تمایلی به آن طرف ندارم. ضمن اینکه خیلی از دوستان سبک و رنگ صدا و حتی نوع اداکردن کلام خودشان را از شادمهر برداشته اند و موفق هم هستند.

یراحی: این اسب، اسب شادمهر نیست!

•    نه مشخصا و صرفا از شادمهر، ولی از او هم یاد گرفته ام. من از همه آدم هایی که کار می کنند، یاد می گیرم.

•    اصلا بحث من این نیست که من از او بهتر هستم یا او از من بهتر است و اصلا نمی خواهم سراغ این حاشیه ها بروم. شادمهر خیلی موزیسین خوبی است. زیرا موزیسینی که بتواند 10 سال خودش را در صدر نگه دارد و هرسال یک هیت داشته باشد، خیلی کم داریم. نگاه من به شادمهر هیچ موقع اینگونه نبوده که از روی او کپی بنویسم و می توان این حرف را با چند دلیل خیلی معلوم ثابت کنم. شعرهایی که من به سراغ آنها می روم را شادمهر هیچ موقع به سراغ آنها نمی رود. چند خط از همین ترانه «امپراطور» چند سالی دست شادمهر بوده که بسازد و این اتفاق برای زمانی است که من و ترانه سرای کار از لحاظ کاری خیلی نزدیک نبودیم. شادمهر به هر دلیلی این کار را انتخاب نکرده و کارهای دیگری از ترانه سرا را انتخاب کرد.

•    در آلبوم جدید شدیدا در سبک خواندن و موسیقی خودم ساختارشکنی کردم. شاید خیلی ها شگفت زده شوند، شاید هم خیلی از کارها را پس بزنند چون این کارها خیلی متفاوت تر از آهنگ هایی اس�� که تا به حال از مهدی یراحی شنیدید.

•    اعتراف می کنم که دوست داشتم که ترک «به من نگاه کن» با ترانه «احسان علیخانی» در آلبوم باشد. ولی این امر محقق نشد، زیرا این کار را خیلی دوست دارم. دیگر اعترافی ندارم!

•    دو آهنگ در این آلبوم دارم که یکی برای اولی باری است که در زندگی عاشق شدم. ترک «مسافر پاییزی» را فکر کنم 21ساله بودم و در پاییز بود که ساختمش. ترانه آن را «امید فراقی زاده» گفت. آن کار خیلی برایم عجیب است، زیرا متعلق به یک فضای دست نیافتنی و یک احساس بزرگ است.

یراحی: این اسب، اسب شادمهر نیست!

•    یکی هم ترک آخر آلبوم من است که شاید فضای تنظیم خیلی ساده ای داشته باشد. آن هم برای آخرین بازی است که عاشق شدم و فکر کنم به سال 89 مربوط می شود. من این ملودی را روی یک شعر دیگر برای «احسان خواجه امیری» ساخته بودم. زمان تولید آلبوم «عاشقانه ها»، احسان خواجه امیری برای آهنگسازی در آلبومش با من تماس گرفت. قرار شد که «روزبه بمانی» اشعار را بنویسد و شعر «خوشبختی» را نوشت که می گفت: «خدارو شکر خوشبختی/ چقدر این گفتنش سخته» و من این ملودی را روی آن ساختم. احسان که شنید، گفت این کار خیلی محزون است و فکر می کنم این کار در خودش امید دارد.

•    اما همیشه گفته ام که کل آلبوم «امپراطور» یک طرف و این ترک هم یک طرف. بحث من کاملا حسی است و صحبت فنی نیست.

«می گویند چرا از اسب روی جلد آلبومت استفاده کرده ای؟ به قول «روزبه بمانی» در نشست خبری گفت: «نژاد این اسب با آن اسبی که شادمهر در ویدئوی خودش داشت متفاوت است!» اسبی که من استفاده کردم، نسبت به آن ویدئو خیلی به مفهوم جلد آلبوم و اسم آن نزدیک تر است. من اصلا فکر نمی کردم کسی بگوید که تو چنین قصدی داشتی. نه چهره من شبیه شادمهر است، نه رنگ صدای ما شبیه است و حتی تحریرهای یکسان هم نداریم.

•    من خودم به دنبال ترانه هایی بودم که نگاه واقعی عاشق را یادآوری کنند. تا الان بیشتر از «واقعیت» حرف زدیم و در آلبوم بعدی می خواهم مخاطب را به این نزدیک کنم که به حقیقت عشق پی ببرد. نسل ما حقیقت عشق را فراموش کرده و به همین جهت ما نمی توانیم عاشق بشویم. بزرگ ترین معضل ما این است که ما نمی دانیم چه دوست داریم. ما همیشه می دانیم که چه چیزی را نمی خواهیم، ولی نمی دانیم که چه می خواهیم! البته همه اینها سعی من است و نمی دانم که چقدر به ثمر برسد، ولی اگر بخواهم یک تعریف از نگاه آلبوم بعدی بدهم، چنین مایه هایی دارد.

•    من کلا خواننده شادخوان نیستم. همین الان که داریم صحبت می کنیم، چند کار ریتمیک دارم، ولی نه به آن صورت که در مهمانی ها گوش کنند.

•    «شادمهر عقیلی» به دلیل اینکه موزیسین باهوشی است، یک هنرمند می تواند از این وجه او تاثیر بگیرد. زمانی که شادمهر ایران بود، در آلبوم اول من گیتار زده است.

•    من دوست داشتم در آلبوم دوم یک سری حرف های نگفته در موسیقی را بزنم و هم از نظر ترانه، هم از نظر آهنگسازی و تنظیم بتوانم اتفاقی را رقم بزنم و توانایی هایم را جمع تر ارائه بدهم. یک جورهایی می خواستم سلایق بیشتری را همراه «امپراطور» کنم البته این را هم بگویم که با حفظ چارچوب های خودم می خواستم آن اتفاق را رقم بزنم. در نظر داشتم هم به مخاطب عام نزدیک شوم و هم مخاطب خاص خودم را حفظ کنم.

یراحی: این اسب، اسب شادمهر نیست!

-    اجازه بدهید من وجه غمگین پاپ را داشته باشم، کارهای شاد را سایر دوستان می خوانند.

-    من کارهایی دارم که سنگین هستند ولی غمگین نیستند و صرفا نوع اجرای آنها سنگین است.

-    از وقتی که به نوعی ثابت در نگاه خودم رسیدم، نه دوست داشتم که صرفا خواننده ی بازار باشم و نه دوست داشتم صددرصد «موزیسین پسند» شوم.

-    قبول دارم که آلبوم من شاد نیست، ولی آلبوم متفاوتی بود. بیشتر از هرچیز برای من این مهم بود که متفاوت باشم.

-    «عمیق» برای من اهمیت زیادی دارد و اتفاقا دوست دارم درعین حال، یک حرف عمیق را با زبان ساده بزنم.


-    در آلبوم اول هم این اصرار لجوجانه را داشتم، اصلا بهتر است بگویم این یک بیچارگی است. من عاشق آهنگ هایی هستم که «بیچاره» هستند، چون بزرگ ترین هراس من در زندگی از بلاتکلیفی است! من وقتی که بلاتکلیف می شوم، واقعا احساس دیوانگی می کنم. در روابط عاطفی و کار و زندگی و... هروقت بلاتکلیفی به سراغ من می آید، بیچاره می شوم. این بیچارگی را در آلبوم قبلی هم تجربه کردم یا در کارهایی که برای «سعید شهروز» در آلبوم «بی خوابی» ساختم نیز وجود داشت. «مونا برزویی» می گوید که این یک ایثار لجوجانه است و من می گویم بیچارگی است که در زندگی خودم و خیلی های دیگر دیده ام. کلا ما نسل بلاتکلیفی هستیم و حتی نمی دانیم چه می خواهیم. یک کلافگی در این ترانه وجود دارد.

-    اما به نظر خودم «امپراطور» نسبت به آلبوم قبل خیلی فضای شادتری دارد. مثلا «عطر تو» یک گلایه عاشقانه ریتمیک است. «از خودت خبر بیار» بسیار فان است و کاملا با چارچوب های قبلی متفاوت دوست ندارم خودم را تکرار کنم، خیلی ها می گفتند در این آلبومت هم آهنگ عربی بگذار. گفتم نه چون نمی خواهم سریال شود! اما بالاخره من که نمی توانم تفکرات خودم را کتمان کنم، نگاه من به عشق این شکلی است.

-    عشق همیشه همراه با درد است و کسی که درد را نفهمد نمی تواند عاشق باشد.البته یک زندگی عاشقانه لزوما با نفر دوم همراه نیست. من می توانم عاشقانه برای خودم چایی بریزم، عاشقانه کار کنم، عاشقانه بخوانم و حتما همه چیز به یک رابطه ختم نمی شود، این مفهوم مدت هاست که برای من عوض شده است.

-    دلم می خواهد ترانه هایم جریان ساز شود و خوشحالم که در همین مدت کوتاه برای چند قطعه از آلبوم این اتفاق افتاده است.

-    البته صدای من هم به خودی خود غم دارد. جنوبی ها همه صدایشان غم دارد. گفتن این که ما آدم ها فقط داریم با هم زندگی می کنیم اما هیچ عشقی به هم نداریم و همه چیز صرفا برایمان تبدیل به عادت شده حرف خیلی تلخی است اما چون تلخ است که نمی شود از آن گذشت. هوای نفس کشیدن ندارند. خوزستانی ها را می گویم.

-    قبول دارم که ریسک است اما من از ابتدای کارم سابقه بلوز خواندن یا به اصطلاح عامیانه غربی خواندن را داشتم. به لطف خدا این توانایی را دارم که هم شرقی بخوانم و هم غربی.

-    چیزی که هست این است که اغلب خواننده هایمان این ریسک را ندارند که شکل خواندن و فرمشان را عوض کنند. 5 تا آلبوم می دهند همه شبیه هم است، اگر موفقیتت را به همان شکل تکرار کنی دیگر کسی انگیزه شنیدن کارهایت را نخواهدداشت.

-    بزرگ ترین سرمایه ام سختی هایی است که کشیده ام.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه